من شناسی

الان که دارم این رو می نویسم چند روز دیگر 20وخورده ای سالم تموم میشه و میرم تو 20وخورده ای+1 سالگی.

تا اینجای زندگی بد نبوده و هر طور بدوه گذروندم و کلی تجربیات جمع کردم و سعی میکنم بیشترش کنم ، البته با نوع خوبش. زندگی کامپیوتری من از سال 80 شروع شد و عشقم از ریاضی تبدیل شد به کامپیوتر و تا سال 85 که دانشگاه قبول شدم و تنها رشته ای هم که انتخاب کردم کامپیوتر بود. تا قبل از اینکه وارد دانشگاه بشم فکر می کردم که خیلی چیزها در مورد کامپیوتر می دونم و تقریبا سیستم عامل 98 و xp را زیرو رو کرده بودم و با کلی نرم افزار کار کرده بودم، اما وقتی وارد دانشگاه شدم، بعد از ترم اول فهمیدم که هنوز هیچی نمیدونم و شروع کردم به یاد گیری هر چیزی که اسمش رو میشنیدم.
به قول یکی از استادام “از همه چیز یک چیز بدونید و از یک چیز همه چیز”
همانطور که همه میدونن و شما هم می دانید، با کتابهای دانشگاه به جایی نمیشه رسید و من ترم دوم با عضویت در کتابخانه دانشگاه شروع به مطالعه کردم و از اون روزی که کارت کتابخانه را برای گرفتن کتاب دادم تا الان پس نگرفتم و همیشه کتابی را برای مطالعه از کتابخانه گرفتم و بعضی مواقع چندین کتاب با هم.
طی تقریبا این 4 سال سعی کردم که هر روز بهتر از دیروز باشم و میتونم بگم به نظر خودم موفق بودم، میشه گفت این 1 سال اخیر به اندازه تمام اون 8 سال گذشته در مورد کامپیوتر مطالعه کردم و کار کردم. من سعی کردم با تمام وجود گفته استادم رو عملی کنم و البته در مورد ” از همه چیز یک چیز”، بیشتر مواقع از یک چیز بیشتر بوده و در مورد ” از یک چیز همه چیز” اون مورد را پیدا کردم و در حال کار کردن روی اون موضوع هستم.
اگه بخوام تیتر وار چیزها و مباحثی را که تا الان بر روی انها کار کردم و یاد گرفتم رو بنویسم می تونم به موارد زیر اشاره کنم:
سیستم عامل : ویندوز (Dos , 98, XP , Vista , Seven , Windows Server 2008) ، لینوکس ( Ubuntu Server ,Opensuse , Ubuntu , Kubuntu , Fedora) ، سیستم عامل گوگل OSChrom و چند سیستم عامل آزمایشی دیگه که اسماشون دقیق یادم نیست. ( دارم سعی میکنم MacOS را هم virtual نصب کنم و باحاش کار کنم)
برنامه نویسی : HTML/CSS , JavaScript ,J2ME, ASP.Net , PHP ,Perl,Pascal, C , C++ , VB , C#.Net در حال یاد گیری HTML5 /CSS3 و Ajax/Jquery

با زبانهای Tex مانند :LATEX , FLEX کار کردم
پایگاه داده : Access , MySQL , SQLServer (بخونید ” سی کو ال”)
شبکه : کار با یک تعداد از سرور ها و سویچ ها و هاب ها و … میشه گفت تقریبا MCSE و تو فکر CCNA هستم
گرافیک : Photoshop( از نسخه 9 تا CS5 ) و Flash ,3DMax , Indesign

بر رو ی نرم افزار که نمیشه گفت ، یک قول نرم افزار با نام Sharepoint هم کار کردم و دارم روی workflow و webpart نویسی کار می کنم.

سایت: توی دنیای اینترنت سعی کردم خودم رو از سطح کاربری عادی بالا بکشم و وارد دنیای مدیریت سایت شدم و تا reseller پیش رفتم .

روباتیک: از اونجایی که با یحث الکترونیک میانه خوبی ندارم در این بخش وارد کد نویسی و مبحث فوتبال دوبعدی شدم با UVA کار کردم.

و نرم افزارهایی که نمیشه توی دسته خاص بالا قرارشون داد مثل : Premier , Dreamweaver , VMware, Vritualbox , MSProject,…. که دیگه بقیش یادم نمیاد.

هک : از سر هم کردن اصلاعات بالا یه نگاهی به این زمینه هم دارم و اوقات خالی یه فعالیت کوچیکیم میکنم که بعضی هاش رو بعضی ها میدونن و یه چند تا از کارهامم کسی نمیدونه، کلا بچه کنجاویم دیگه…
اما ” از یک چیز همه چیز” برای من برنامه نویسی دات نت هست که شاخه اصلی و علاقه اصلی من هست، الان دارم با Visual Studio 2010 , SQLServer 2008 کار می کنم و هر خط کدی که میزنم کلی لذت میبرم ، در کنار این مبحث در دات نت در حال مطالعه روی WPF هستم که این دو کد نویسی را با هم تلفیق کنم.
خوب این همه در مورد گذشته تا حال بود اما یک آینده نگری: دارم می خونم که ارشد قبول بشم و بعدش هم دکترا ( این از تحصیلات آکادمیک) و از شغل معلمی هم بدم نمیاد، اما در کنار کارهای دیگه نه به عنوان شغل اصلی.
در مورد دنیای کامپیوتر خارج از دانشگاه هم یک فکرهایی دارم و البته نمیدونم دقیقا در آینده چه اتفاقاتی در دنیای کامپیوتر می افته اما یک از هدفهام برای شاید 3-4 سال آینده نوشتن یک سیستم عامل باشه که بشه اسمش رو گذاشت سیستم عامل و وارد رقابت بشه. (فعلا یک آرزو هست ولی در پی رسیدن به اون)

این لیست بالا از زمانی که نوشتم تا الان چند بار به اون مطالبی اضافه کردم که یادم رفته بود بنویسم. اما.

از این به بعد اتفاقاتی که در دنیای کامپیوتر برای من می افته و مطالب و موضوعاتی که یاد می گیرم زیر این خط به همراه تاریخی که اون مطلب را نوشتم، ارسال می کنم و امیدوارم این صفحه حداقل هفته ای یک بار آپدیت بشه.

———————————————————————————————————————————————–

دو سه روز پیش داخل دانشگاه مسابقه برنامه نویسی ACM برگزار شد که تیم ما (j2h) اول شد، البته قبلا داخل یک مسابقه استانی شرکت کرده بودیم که به دلیل آشنا نبودم با برنامه ای که کار داوری سوالات را انجام می داد با کمال بدشانسی پنجم شدیم، وگرنه اونجا هم اول بودیم.(1389/04/16)

در مسابقه برنامه نویسی کشوری دوره هفتم در یکی از دو مرحله اینترنتی مسابقه هشتم شدم(1389/04/23)

اینبار شروع به مطالعه WPF کردم و تقریبا 60 درصد مصالبش رو مطالعه کردم و کار کردم (1389/04/31)

بعد از مدت ها کد نویسی برنامه ERM تمام شد و به مشتری تحویل داده شد. (1389/05/19)

شروع به نوشتن کتابم کردم و امیدوارم به خوبی تموم بشه (1389/07/27)

در مسابقه دومی که در دانشگاه برگزار شد و استانی بود، اول شدیم (1389/08/18)

در نمایشگاه الکامپ 2010 ، اینار به عنوان غرفه دار شرکت کردم. هیچ وقت اصلا آرزوش رو هم نکرده بودم (1389/08/20)

توی مسابقات روبوکاپ رعد کاپ 2010 اصفهان ، در لیگ شبیه ساز دو بعدی شرکت کردم(1389/08/26)

    • mr
    • 1 ژوئیه 2010

    پیشاپیش تولدتون رو تبریک میگم
    وامیدوارم در آینده هم بیشتر از گذشته موفق باشید و به آرزوتون برسید

    • Space
    • 3 ژوئیه 2010

    راستش یه سوالی که همیشه برای من ودوستام پیش اومده اینه که شما چطور تو این مدت به این موفقیتها رسیدین…؟!
    آیا این جمله که «شکست مقدمه پیروزی است» همیشه درسته؟
    یعنی بدون شکست نمیشه به پیروزی رسید؟(ابته امیدوارم شما هیچ وقت باهاش مواجه نشده باشید و در آینده هم مواجه نشید.)
    در هر صورت تا اینجاشو تبریک میگم و از این به بعدشم براتون آرزوی موفقیتهای پی در یی دارم.

  1. منظور شما از موفقیت ها, کدوم موفقیت هاست, هنوز تا رسیدن به موفقیت خیلی راه دارم.
    اینکه «شکست مقدمه پیروزی هست» شاید در 2 درصد مواقع درست هست به سه دلیل:
    1- ممکن است کسی شکست بخوره و باعث دلسردی شده و ادامه ندهد(بدترین حالت)
    2-شکست میخوره و سعی میکنه اون شکستش رو جبران کنه و بعد از آن مثل قبل کارها را انجام میدهد(از قبلی بهتره)
    3- اما ممکن است شخصی در کاری با شکست مواجه شود و سپس در تلاش برای رفع آن میکوشد و سپس از این شکست و تلاشهای خود درس می گیرد و آنها را به عنوان تجربه هیچ موقع فراموش نمی کند و در ادامه به دلیل استفاده از آنها با شکستهای کمتری مواجه می شود.(بهترین حالت){این تجربیات را از اشخاص دیگر نیز میتوانید بگیرید}
    من خودم در زندگی از سومین حالت استفاده میکنم و تمام سعی خودم رو میکنم که به بهترین نحو انجامش بدم.
    پس در شرایط دوم و مقداری در سومین حالت, در بقیه موارد شکست نمی تواند عامل پیروزی باشد.

    • meshkat
    • 29 سپتامبر 2010

    با سلام.
    بعد از مطالعه ی این قسمت من شناسی شما، این مطالب رو به یکی از اطرافیانم نشون دادم و ایشون هم خوندن و از من خواستن که پیشنهادشون رو برای شما ارسال کنم البته با یک سوال اساسی:

    *سوال: به عنوان دانشجویی با اینهمه سطح علمی بالا و پشتکار از شما می پرسم: عصرآینده که بنام عصر فراتمدن نام گرفته(عصرظهور که اوج پیشرفت همه جانبه ی بشرهست) فکر می کنید فناوری آن روزگار بشر تا کجا پیش رفت کرده؟؟ آیا شما میتونید روی آن فناوری و پدیده های آتی کار کنید؟؟ یعنی یه جورهایی زمینه ساز باشید.،یک جهش…

    پیشنهاد: و با این مقدمه پیشنهاد این هست که شما همین توانایی ها را متمرکز کنید روی یک هدف خیلی فراتر از فناوری عصر امروز..
    از توانایی های شما و امثال شما برداشت میشه که میتونید چنین تولید علمی در عرصه ی جنبش نرم افزاری داشته باشید.

  2. سلام، از شما و دوستتون بابت لطفی که دارید متشکرم.
    در مورد آینده و پیشرفت فناوری، فکر کنم هر چیزی که شما الان به عنوان یک کار غیر ممکن تصور میکنید، در آن زمان به راحتی انجام بگیرد و امکان به وجود آمدن هر چیزی وجود دارد، حتی تمام چیزهایی که در فیلم های هالیوود به عنوان فیلم علمی تخیلی دیده میشود.
    در مورد اینکه میشود روی این روند تاثیر گذاشت، کاملا موافق هستم که هر کسی توانایی انجام این کار را دارد.
    اما اگر در مورد خودم به صورت خلاصه بگم: من قبلا دفترچه کوچکی داشتم که ایده هایی که به ذهنم میرسید رو یاداشت میکردم و حتی محاسبات مقدماتی اون رو هم انجام میدادم،ولی به عملی کردن نزدیک نمیشدم(اخترا)، چون توی این کشور به این کارها اهمیت داده نمیشه و به قول معروف میگن بزار در کوزه آبشو بخور.
    چند روز پیش یک نفر به من پیشنهاد همکاری در پروژه ساخت یک روبات از نسل آینده را کرد که در زمینه هوش مصنوعی و کار شبکه همکاری کنم، اما با صحبتی که کردیم، به این نتیجه رسید که این کار هزینه زیادی نیاز داره و شاید توی ایران فقط در حد یک مقاله بشه کار کرد، ولی مثلا اگر این در آمریکا بود دغدغه اصلی فقط بحث تکنیکی بود نه مالی.
    به همین دلیل است که هر کاری را باید در مکان مناسبش انجام داد.

    • meshkat
    • 5 اکتبر 2010

    ببینید من کلا معتقدم خیلی از افرادی که مثل شما توانایی های بالای علمی دارن حتما یک عزم راسخی داشتن که به اینجا رسیدن و همین مسئله مطمئنا در کل زندگی شما باید وجود داشته باشه، یعنی غیر قابل انکاره!
    برای همین من تعجب می کنم چطور درباره ی پی گیری کارهای علمیتون
    اینطور نا امیدانه فکر می کنید؟ اینکه در ایران نمیشه شکوفا شد شعار و حرف کسایی هست که همیشه با دید بدی به کشور خودشون نگاه می کنن ! کشوری که با وجود اینهمه مشکلات سیاسی و اقتصادی در حد بالایی
    توانسته پیشرفت خیلی چشم گیری داشته باشه! مصادیق زیادی هم داره.
    مثل بعد نظامی و پیشرفتهای پزشکی و..

    حالا چیزی که باعث میشه امثالی مثل شما فکر کنن بها داده نخواهد شد به ایده هاشون باید مواظب باشید:
    مراقب اینکه افراد بد بین وگاهی ناخرسند از پیشرفت در این کشور ، این افکار و نا امیدی ها رو
    مثل سم به شما آرام تزریق نکنن!باور کنید این یک نصیحت بزرگترها نیست، من هم یکی از جوانهایی هستم که دید امروز رو داره!
    چند وقت پیش جلسه ای مفصل در دفتر رهبری بود که عضوهای هیئت علمی دانشگاه در آن حضور داشتن. دانشجویان و نخبه ها همین انتظارات را در حضور رهبر عنوان کردند. و همان موقع از سوی رهبر بزرگوار تاکیید بسیار شد که به این طرح ها بسیار اهمیت داده بشه.
    انجمن حمایت از نخبگان علمی هم تشکیل شده. یکی از موارد هم حمایت مالی از این افراد هست.
    نکته ی مهم دیگه اینکه بحث جنبش نرم افزاری که مطرح شده برای متمرکز کردن نیرو استعدادها برای پیش بردن وجهش کشور در عرصه ی فناوری هست.
    اون افراد یا مرکزی که اهمیتی ندادن، مطمئنا کاره ای هم نیستن.
    شما حتما پی گیر این مسئله باشید. از این افراد گذر کنید و به مقامات اصلی و ذی ربط مراجعه کنید. حتما رسیدگی میشه!
    در همان جلسه دانشجویان شکایت داشتن که از ما حمایت نمیشه و در همان جلسه رهبر این موارد را یادداشت کردند و به دستور اکید رهبری ، بصورت یک طرح مهم در دستور کار کشور و مقامات قرار
    گرفت.(( اصلا نا امید نشید و دشمنتون را شاد نکنید))
    با توکل به خدا حتما موفق میشید. فقط نا امید نشید.

    • meshkat
    • 5 اکتبر 2010

    در این پست هم عذر میخوام که دیدگاهم اینقدر طولانی شد!

  3. من نگفتم که توی ایران نمیشه شکوفا شد و کاری رو انجام داد، اما خیلی سخت میشه این کار رو انجام داد تا حدی که بعضی از مواقع از کار کردن ممکنه دل سرد بشید، نمیخوام خیلی شعاری و بد بینانه بگم و از خودمم هم نمیگم: ولی به یه چیزی اشاره میکنم که فکر کنم همه اون رو دیدن و خودتون هم اشاره کردید به یک نمونش، همیشه وقتی که مصاحبه ای با یکی از مثلا نخبگان، مخترعین و …انجام میشه، جمله ای که آخر تمام مصاحبه ها تکرار میشه اینه » از مسئولین می خوام که کمک کنن»
    پس حتما چیزی هست که همه میگن، از دستاورد های نظامی و غیره بگذریم که جای بحث فراوان داره…
    در مورد دستوری که برای همکاری داده شده، این دستور های سالهاست داره داده میشه اما کو عمل، چرا کسی عمل و همکاری نمیکنه نمیدونم.
    جنبش نرم افزاری حرکت خوبیه و امیدوارم خوب پیش بره، چون بعضی وقت ها کارها و ایده های خوب با مدیریت نادرست به بیراهه میره.

  4. salam
    ye soal!!

    shoma bacheye kodom shahr hastid? ya behtar begam mishe esm uni khod ra begid???
    age javabo mail ham bekonid ya pm konid ke behtar
    ba tashakor

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: